تبلیغات
delkhoon.ir دلخون،دلتنگ،دلخسته -وبلاگ شخصی مدیر سایت بچه شیعه - داستانی زیبا از گنجیشک و حضرت سلیمان
delkhoon.ir دلخون،دلتنگ،دلخسته -وبلاگ شخصی مدیر سایت بچه شیعه
شهید نشوی،میمیری! پس به هر دری بزن که شهادت رو بگیری
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


(یا رب الحسین،به حق الحسین،اشف صدر الزینب،به ظهور الحجت)
یک دعا می کنم همگی بگید آمین انشالله اون زمانی که صاحبمون و آقامون تشریف می آورند و این نانجیب های سگ وهابی رو از قبر بیرون می کشند که انتقام پهلوی شکسته ی مادرشون و گلوی خشک بریده جدشون و عموشون عباس(ع) رو بگیرند اون لحظه همگی ما اون جا باشیم و این صحنه رو ببینم و تکبیر بگیم تا این دلمون خنک بشه
این وبلاگ رو برای نگاشتن دلنوشته هایی که دلخون و دلتنگم کرده در غروب دلتنگ جمعه 4/9/1390شمسی و 28ذیحجه1432 قمری و 26/11/2011 میلادی به آدرس
www.delkhoon.ir ایجاد کردم و امیدوارم که دلتنگی هایم موجب رنجش و آزردن خاطر عزیزی نشود و سعی دارم دورن این صفحه اختصاصی از هر آنچه که موجب دلخونی و دلتنگیم می شود بنویسم و منعکس کنم حتی اگر هم خودم را مورد هدف نوشته هایم قرار دهم و به قولی خود و عوامل مجموعه فرهنگی مذهبی بچه شیعه را مورد نقد و انتقاد قرار دهم.

مدیر وبلاگ : امیرحسام دلخون
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب و قالب و بخش های این وب چیست؟؟؟









برچسبها
       
گنجشک نر با ماده ی خود گفت: چرا نمی گذاری با تو جفت شوم؟ من اگر بخواهم می توانم قبه ی سلیمان را به منقار بکَنم و به دریا افکنم!
سخن گنجشک به گوش سلیمان رسید. نبی خدا تبسم نمود و به گنجشک نر گفت:
ادامه مطلب را بخوانید
نبی خدا تبسم نمود و به گنجشک نر گفت: آیا این ادعایی که کردی را می توانی انجام دهی؟!
گفت: نه رسول خدا، اما شخص، خودش را نزد زنش، بزرگ جلوه می دهد و عاشق را بر آنچه می گوید نباید ملامت کرد.
سلیمان با ماده سخن گفت: چرا از او رو می گردانی و به او بی اعتنایی می کنی؟ در حالیکه او ادعای محبت با تو را میکند!
گنجشک ماده گفت: ای رسول خدا! او دروغ می گوید و ادعایش باطل است. چون به جز من، دیگری را هم دوست دارد.
سخن گنجشک در دل سلیمان اثر کرد و بسیار گریست و چهل روز از عبادتگاه خود بیرون نشد و دعا می کرد که خداوند دل او را از محبت غیر او پاک گرداند و مخصوص محبت خود گرداند...
کتاب گناهان کبیره- شهید دستغیب




نوع مطلب : دست و دلنوشته های خودم، داستان هایی از ائمه اطهار و امامان معصوم(ع)، 
برچسب ها : داستان گنجیشک و حضرت سلیمان،
لینک های مرتبط :
امیرحسام دلخون
جمعه 9 خرداد 1393
دوشنبه 16 مرداد 1396 09:50 بعد از ظهر
Wow that was odd. I just wrote an incredibly long comment but after I clicked submit
my comment didn't show up. Grrrr... well I'm not writing all that over again. Anyways, just wanted to say superb blog!
یکشنبه 15 مرداد 1396 10:47 بعد از ظهر
magnificent issues altogether, you simply received a new reader.
What may you recommend in regards to your post that you simply made some
days in the past? Any sure?
دوشنبه 9 مرداد 1396 02:04 بعد از ظهر
Hurrah, that's what I was seeking for, what a material! existing here at this website, thanks admin of this
web site.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
جهت دریافت خبرنامه نام و ایمیل خود را وارد نمایید





Powered by WebGozar

نوای دلخون نرم افزار دانستنی های زناشویی

دانلود رایگان نرم افزار دانستنی های زناشویی
وبلاگ نیایش لوگوی منه دلخون سایت بچه شیعه خیمه گاه فاطمیون نرگس وبلاگ شیعه زیستن
شیعه زیستن
پایگاه ندبه اندیشه

پایگاه اندیشه ندبه

سایت با اقتدار بچه شیعه
به وبلاگ امیرحسام (دلخون) خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل