تبلیغات
delkhoon.ir دلخون،دلتنگ،دلخسته -وبلاگ شخصی مدیر سایت بچه شیعه - لذت مناجات
delkhoon.ir دلخون،دلتنگ،دلخسته -وبلاگ شخصی مدیر سایت بچه شیعه
شهید نشوی،میمیری! پس به هر دری بزن که شهادت رو بگیری
گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من گروه طراحی قالب من
درباره وبلاگ


(یا رب الحسین،به حق الحسین،اشف صدر الزینب،به ظهور الحجت)
یک دعا می کنم همگی بگید آمین انشالله اون زمانی که صاحبمون و آقامون تشریف می آورند و این نانجیب های سگ وهابی رو از قبر بیرون می کشند که انتقام پهلوی شکسته ی مادرشون و گلوی خشک بریده جدشون و عموشون عباس(ع) رو بگیرند اون لحظه همگی ما اون جا باشیم و این صحنه رو ببینم و تکبیر بگیم تا این دلمون خنک بشه
این وبلاگ رو برای نگاشتن دلنوشته هایی که دلخون و دلتنگم کرده در غروب دلتنگ جمعه 4/9/1390شمسی و 28ذیحجه1432 قمری و 26/11/2011 میلادی به آدرس
www.delkhoon.ir ایجاد کردم و امیدوارم که دلتنگی هایم موجب رنجش و آزردن خاطر عزیزی نشود و سعی دارم دورن این صفحه اختصاصی از هر آنچه که موجب دلخونی و دلتنگیم می شود بنویسم و منعکس کنم حتی اگر هم خودم را مورد هدف نوشته هایم قرار دهم و به قولی خود و عوامل مجموعه فرهنگی مذهبی بچه شیعه را مورد نقد و انتقاد قرار دهم.

مدیر وبلاگ : امیرحسام دلخون
نظرسنجی
نظر شما در مورد مطالب و قالب و بخش های این وب چیست؟؟؟









برچسبها

لذت مناجات

غلامى بود كه با خواجه و مالك خود قرار داده بود كه روزى یك درهم به خواجه بدهد و شب هر جائیكه بخواهد برود.
خواجه روزى مدح غلامش را نزد جمعى نمود، یكى گفت : شاید این غلام قبرها را مى كند و كفن مى دزدد و مى فروشد و این درهم را به تو مى دهد

خواجه مغموم شد و شب چون غلام اجازه رفتن را گرفت در پى غلام آمد، دید غلام از شهر بیرون رفته و وارد قبرستان شد. وارد قبر وسیعى شد، و لباس سیاه پوشیده و زنجیر برگردان انداخته ، روى بر خاك مى مالد و با مولاى حقیقى راز و نیاز مى كند و از مناجات لذت مى برد.
خواجه چون این را دید گریان شد و بر سر قبر تا صبح نشسته و غلام تمام شب را مشغول عبادت و راز و نیاز بود.
چون صبح شد عرض كرد: خدایا مى دانى كه خواجه ام یك درهم مى خواهد و من ندارم توئى فریاد رس محتاجان ؛ چون مناجات تمام شد نورى در هوا پیدا شد و درهمى از نور به دست غلام آمد.
خواجه چون چنین بدید آمد و غلام را در برگرفت . غلام اندوهناك شد و گفت : خدایا پرده ام را دیدى و رازم را كشف كردى ، جانم را بگیر. همان دم جان سپرد. خواجه مردم را خبر داد و جریان را نقل كرد و او را در همان قبر دفن نمود 

نام كتاب : یكصد موضوع 500 داستان

مؤ لف : سید على اكبر صداقت



نوع مطلب : متفرقه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
امیرحسام دلخون
پنجشنبه 4 آبان 1391
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




پیوند روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
جهت دریافت خبرنامه نام و ایمیل خود را وارد نمایید





Powered by WebGozar

نوای دلخون نرم افزار دانستنی های زناشویی

دانلود رایگان نرم افزار دانستنی های زناشویی
وبلاگ نیایش لوگوی منه دلخون سایت بچه شیعه خیمه گاه فاطمیون نرگس وبلاگ شیعه زیستن
شیعه زیستن
پایگاه ندبه اندیشه

پایگاه اندیشه ندبه

سایت با اقتدار بچه شیعه
به وبلاگ امیرحسام (دلخون) خوش آمدید
نام و نام خانوادگی      
آدرس ایمیل